انجمن رمان نویسی



خانه » دانلود رمان عاشقانه » دانلود رمان کالیپسو از سمیه بختیاروند

دانلود رمان کالیپسو از سمیه بختیاروند

دانلود رمان کالیپسو از سمیه بختیاروند

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان کالیپسو را اماده کردیم.برای دانلود رمان کالیپسو از سمیه بختیاروند در ادامه مطلب همراه ما باشید.

خلاصه رمان کالیپسو

تارا در ازای دریافت مبلغ هنگفتی وارد یک عمارت می‌شه تا فلشی رو پیدا کنه که حتی از محتوی اون خبر نداره. اما خیلی زود متوجه می‌شه هیچ چیز اون طور که نشون میده نیست و برای به دست آوردن فلش باید با آبانی مقابله کنه که اون هم به دنبال به دست اوردنه فلشه و آبان عالمیان، مردی که با چشم‌های باز می‌خوابه.. هرچندکه دشمن‌های زیادی داره اما هیچ کدام از اون‌ها توانایی نفوذ به درون خونه‌اش رو ندارن. اما اون هنوز هم مجبوره با چشم‌های باز بخوابه چون بزرگترین دشمنانش درون خونه‌اش اقامت دارن.خانواده اش…!

بخشی از پارت اول رمان کالیپسو

«بسم الله الرحمن الرحیم»

مقدمه

صدای بلند عربده‌هایشان در کل زندان پیچیده بود، سربازان جرأت نزدیک شدن نداشتند بار اولی نبود که در این چند روزی که زندانیان جدید آمده بودند چنین شلوغ‌کاری‌هایی راه می‌انداختند.

همهٔ سربازان به‌طور کامل تفهیم شده بودند که در این مواقع فقط سکوت کرده و منتظر بمانند تا ارشد‌هایشان برای نجاتشان برسند.

وقتی رییس زندان به همراه سرپرست نگهبانان وارد بند شدند نفس‌های حبس شدهٔ سربازان رها شد.

ابتدا رییس و سپس دیگران برای تماشا پشت میله‌های زندان ایستادند.

_ چه خبره؟

صدای رییس به‌اندازه‌ای بلند بود که دو زندانی درحال بحث را ساکت کند.

اگر امروز روز شانسشان بود آن مرد درشت هیکل خوابیده روی تخت بیدار نمی‌شد.

«ستارخان» یک قاتل زنجیره‌ای که بعداز تعقیب و گریزهای متوالی توسط پلیس دستگیر شد.

اما به‌محض ورود به زندان با کشتن یکی از سربازها و کتک‌کاری با یک زندانی دیگر برای خود تاج‌وتختی در زندان دست‌وپا کرده بود و عملاً پادشاهی می‌کرد.

زخم صورتش هم یادگاری بود از مبارزه‌اش با زندانی‌ای که از قضا یک قاچاقچی بین‌المللی و قبل‌از ستارخان یکه‌تاز زندان بود.

اما از بد روزگار، روز ورود ستارخان به زندان آن‌ها یکدیگر را در راهروی زندان دیده و از آن‌جایی‌که هر دو مرد شم قوی‌ای در شناختن حریفان خود داشتند، به‌سرعت همدیگر را شناسایی کرده و وارد مبارزه شدند.

هیچ‌ یک از نگهبانان فرصت نکردند وارد راهرو شوند جز یک سرباز بخت‌برگشته که او هم از همان‌روز دیده نشد.

بعضی‌ها معتقد بودند که با چشمان خود دیده‌اند پسر بیچاره را روی برانکارد از زندان بیرون برده‌اند.

خلاصه که کسی شاهد مبارزهٔ دو زندانی نبود.
جز تعداد اندکی که دیده بودند چند لحظه بعد یکی از زندانیان با صورتی زخمی و دیگری با سر و صورت خونی و با برانکارد از راهرو خارج شدند.

دانلود رمان کالیپسو

رمان کالیپسو بصورت انلاین می باشد.برای خواندن و دانلود رمان کالیپسو از سمیه بختیاروند در کانال این نویسنده عضو شوید.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 4 =