قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » blog » رﻣﺎن حوالی وحشت از ریحانه اسدی و ﻓﺎئضه طیبات

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
رﻣﺎن حوالی وحشت از ریحانه اسدی و ﻓﺎئضه طیبات

رﻣﺎن حوالی وحشت از ریحانه اسدی و ﻓﺎئضه طیبات

رﻣﺎن حوالی وحشت

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان ﺣواﻟﯽ وﺣﺷت را بصورت آنلاین در سایت گذاشتیم.برای خواندن رﻣﺎن ﺣواﻟﯽ وﺣﺷت به ادامه مطلب مراجعه کنید.

نویسندگان : ریحانه اﺳدی و ﻓﺎئضه طیبات

ژانر : رمان آنلاین ترسناک ، رمان آنلاین تخیلی

ﺧﻼصه رﻣﺎن ﺣواﻟﯽ وﺣﺷت :

درﺑﺎره ﮔروھﯽ از داﻧﺷﺟوﯾﺎن رﺷته ﺑﺎﺳﺗﺎن ﺷﻧﺎﺳﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷد که ﺑﺎ ورد به ﺟﻧﮕﻠﯽ اﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﺳراﺳر ﺗرس و ھﯾﺟﺎن ﺑرای ان ھﺎ رخ ﻣﯾدھد ﮐﮫ ﺧواﻧدن ان ﺑرای ﻋﻼﻗﮫ ﻣﻧدان ﺑه رﻣﺎن ﺗرﺳﻧﺎک ﺗوﺻﯾه ﻣﯾﺷود
ﺗﻣﺎم رﺧدادھﺎی اﯾن رﻣﺎن ﺳﻌﯽ ﺷده ﺑرﮔرﻓﺗﮫ از اﺗﻔﺎﻗﺎت واﻗﻌﯽ ﺑﺎﺷد ﻓﻘط ﻟوﮐﯾﺷن ان ھﺎ ﺗﻐﯾر ﮐرده و در ﺟﻧﮕل رخ داده اﺳت .

 

شروع رمان حوالی وحشت :

از روی زمین بلند شدم وخم شدم تا خاک ھای روی لباسم رو تکون بدم ..صدای
ھمھمھ دانشجو ھا بلند شده بود ….با لبخندی کھ ھنوزم از روی لبم پاک نمیشد
خیره شده بودم بھ اون استخوان ھای کھ از زیر خروار ھا خاک بیرون کشیده
بودم.
لب ھای خشکی زده ام رو با زبونم تر کردم وحض میکردم ازاین کارم ..نمی
دونم شوقش انگاری ھیچ وقت تمومی نداشت …با ارامش چشمام رو روی ھم
گذاشتم کھ صدای ماکسیم از کنار گوشم بلند شد با تھ لحجھ امریکاییش سعی
داشت درست حرف بزنھ البتھ خودش میگفت بخاطر مادرش مجبور شده ھم
ایرانی رو خوب یاد بگیره ھم انگلیسی رو ولی خب ۲۹سال زندگی در خارج از
کشور باعث میشدگاھی یکسری حروف روغلیظ تر بگھ..

خانوم راد بھتره یکمی اب بزنید بھ صورتتون…
خیره تو چشم ھای سبز روشنش با نگاھی کھ تشکر داشت سری تکون دادم
وبطری رو ازش گرفتم وھمین طور ھم بھ صداش گوش میدادم کھ گفت :
این بھترین ارودی علمی بود کھ داشتم ..واقعا کار شما فوق العاده بود خانوم
جوان ….تنھا چیزی کھ باعث شد بیام ایران اول مادر بزرگم بود وبعد ھم علاقھ
ام بھ ایران شناسی وفھمیدن تاریخ پربار وپر رمز ورازشھ ….فکر میکنم اگھ
واقعا بھا داده بشھ بھ این مسئلھ از روم باستان ھم تاریخی چند ھزار سالھ
داشتھ باشھ…
بھ دورتا دور تپھ ھکمتانھ ھمدان نگاه کردم ….بھ خونھ ھای کھ بچھ ھای خود
میراث فرھنگی داشتن از زیر خاک ھا در می اوردن ..کلاه افتابیم رو تکون دادم
ودوباره گذاشتم روی سرم وروبھ ماکسیم گفتم :
اره حتما ھمین طوره ولی حیف کھ زیاد بھا داده نشده بود وتازه قبل ازاین کھ
خود ایرانی ھا تلاشی بکنند برای این موضوع ھمین طور کھ میبینی فرانسوی
ھا خوب تونستن ھر چی بوده رو از خاکمون خارج کنند والان در موزه ھای بین
المللی اونا باشھ ظروف واثار گذشتھ گانمون رو…

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
    امتیاز 5.00 ( 7 رای )
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
    • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
    • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
    • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

    • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/
    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید