آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان ویدیا (قسمت ۵۱ تا ۱۰۰)

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان ویدیا (قسمت ۵۱ تا ۱۰۰)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۵۱ تا ۱۰۰)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۵۱ تا ۱۰۰)

در این مطلب ادامه رمان ویدیا را اماده دانلود گذاشتیم.در چست قبلی پارت ۱ تا ۵۰ را اماده کرده  بودیم.امروز پارت ۵۱ تا ۱۰۰ را اماده دانلود گذاشتیم.برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
دانلود رمان ویدیا (قسمت 51 تا 100)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۵۱ تا ۱۰۰)

برای اطلاع از انتشار رمان های سایت عضو کانال سایت تک رمان شوید

https://t.me/takroman_ir

با مراجعه به این لینک آخرین پارت های رمان ویدیا را دانلود کنید

لینک دانلود به درخواست نویسنده حذف شد

بخشی از رمان :

دیگه حرفی نزد.

با صدای جیغی هر دو ترسیده از روی مبل بلند شدیم.

با شتاب به سمت اتاق رفتیم.

بارما در اتاق و باز کرد.

نگاهم به چهره ی رنگ پریده ی عایشه افتاد.

مثل اینکه از چیزی ترسیده باشه.

بارما همون کنار در موند.

از کنارش رد شدم وارد اتاق شدم.

گیج به من و بارما نگاه کرد کنارش روی تخت نشستم.

دستی به موهای بهم ریخته اش کشیدم

_ آروم باش عزیزم.

به هندی گفت:

_ تو کی هستی؟

_ من؟ فکر کن یه دوست.!

پوزخندی زد.

_ حرف خنده دار نزن، من دوستی ندارم.

دستش و توی دستم گرفتم.

_ اما از حالا داری.

_منم تنهام.!

چشم هاش پر از اشک شد گفت:

_ هیچ کس به اندازه ی من تنها نیست.

نگاهش رو به بارما دوخت بعد از مکثی گفت :
تبریک می گم آقای کاپور همسر زیبایی دارید.

نگاه متعجبم رو به بارما دوختم، مثل این که اونم شوکه شده بود.

اما خیلی خونسرد گفت:

_ ممنون و از اتاق بیرون رفت.

قطره ی اشکش چکید روی گونه اش.

با سر انگشتام گونه اش رو نوازش کردم.

لبخندی زدم

_ حتما گرسنه ات هست، میرم برات یه چیزی بیارم، بخوری.

حرفی نزد و زانوهاش و جمع کرد سرش و روی زانوش گذاشت.

از اتاق بیرون اومدم.

بارما کنار پنجره ایستاده بود.

رفتم سمتش

_ بارما…

چرخیدو سوالی نگاهم کرد .

_ چرا نگفتی من…

دستشو گذاشت روی لب هام.

_ هیس ویدیا…

سری تکون دادم و به سمت آشپزخونه رفتم.

کمی سوپ توی ظرفی ریختم…

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
  • رمـــــــز فایـــل : www.takroman.ir
  • منبع رمـــــان : تـــــــــــــــــــک رمــــان
امتیاز 3.63 ( 40 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 11 نظر ثبت شده است.

  1. سلام رمان شراب سفیدازکانالش حذف شده وبه جاش مینیاتورگذاشته شده ودانلودش هم به صورت pdfممکن نبوده برام میشه یاراهنماییم کنیدکه چطورپیداش کنم یااینکه pdfاش روبرای دانلودبزارید
    باتشکراززحماتتون

    قبلاهم درخواست دادم ولی ظاهراتوجهی نشد…

    • سلام
      رمان شراب سفید کلا از کانالش پاک شده
      در حال چاپ هست و فایلش نیس
      ب درخواست نویسنده پاک شده

  2. رمان اجازه هست برات بمیرم رو میشه پارت هاشو زیاد کنید

  3. سلام رمان اجازه هست برات بمیرم رو میشه پارت هاشو زیاد کنید

  4. سلام.رمان ویدیا رو چطوری میتونم تهیه کنم؟ از رو سایت حذف شده.

  5. این رمان عالیه، فقط حیف ک پارتاش دوتا در روزه ?

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید