اتحادتان را در تمام زندگی حفظ کنید تا همیشه پایدار و سرافراز باشید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان ویدیا (قسمت ۱۰۰ تا ۱۵۰)

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان ویدیا (قسمت ۱۰۰ تا ۱۵۰)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۱۰۰ تا ۱۵۰)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۱۰۰ تا ۱۵۰)

در این مطلب ادامه پارت های رمان ویدیا را آماده دانلود گذاشتیم.برای دانلود پارت های ۱۰۰ تا ۱۵۰ رمان ویدیا به ادامه مطلب مراجعه کنید.
دانلود رمان ویدیا (قسمت 100 تا ۱5۰)

دانلود رمان ویدیا (قسمت ۱۰۰ تا ۱۵۰)

نویسنده : فریده بانو

رمان ویدیا بصورت آنلاین در کانال تک رمان :

https://t.me/takroman_ir

لینک دانلود به درخواست نویسنده حذف شد

بخشی از رمان :

-اگه ويديا ما رو نبخشه چى؟

-نه، مى بخشه.

-الان هنده؟

مكثى كردم و سرى تكون دادم. دلم مى خواست مى گفتم كه الان كنارته اما زود بود براى گفتن.

ناز ليوان شربت آلبالو رو گرفت سمتم.

-بيا برات شربت آوردم.

لبخندى زدم و زير لب تشكر كردم. كمى از شربت رو خوردم. گفتم:

-ويديا ساشا رو هول نداده بلكه كار شاهو بود.

و تمام رفتارهايى كه طى مدتى كه توى خانواده ى زرين بودم رو سرم آورده بودن براى ناز و مامان تعریف کردم

هر دو اشك ريختن و مامان خانواده ى زرين رو نفرين كرد.
_باورم نمیشه شاهو انقدر پست و نامرد باشه
توی دلم پوزخند زدم گفتم :بدترین بلاها رو سرم اورده)

-حالا ازتون ميخوام يه كارى كنيد.

-چيكار؟

-كمى اطلاعات راجب خانواده ى زرين براى من پيدا كنيد. اينكه ساشا كى حافظه اش رو به دست آورده و طى اين يكسال توى اون عمارت چه خبر بوده؟

مامان اشكش و پاك كرد گفت:

-يكساله كه ديگه با اونا رفت و آمد نداريم.

نازپرى گفت:

-من برات تمام اطلاعاتى رو كه ميخواى پیدا مى كنم. فقط بهم مهلت بده.

لبخندى زدم گفتم:

-باشه.

-اما ميشه شماره اى چيزى از ويديا بدى؟

-نه نمى تونم اما به موقعه اش آدرسش رو بهتون ميدم. اون نميدونه من اومدم اينجا.

-دخترك بيچاره ام حق داره نخواد ما رو ببينه. آخه با چه رويى باهاش روبرو بشم.

-ويديا هنوز دوستتون داره.

نگاهى به ساعت كردم. ديروقت بود.

-من برم.

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
  • رمـــــــز فایـــل : www.takroman.ir
  • منبع رمـــــان : تـــــــــــــــــــک رمــــان
امتیاز 3.62 ( 34 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 11 نظر ثبت شده است.

  1. مارو تو خماری ادامش گذاشته نویسنده رمان ویدیا

  2. سلام چرا لینک دانلود رمان ویدیا حذف شده

  3. رمان ویدیو رو میشهسایت نویسندشو بدین

  4. ببخشید کانالی باعنوان این رمان هست هیچ فعالیتی ندارد

  5. پس چرا قسمت 100تا150ویدیا بازنمیشه؟؟؟

    • سلام
      لینک یا خود فایل؟
      لینک دانلود سالمه و بیش از 250 بار دانلود شده
      برای باز کردن فایل هم روی گوشی یا پی سی نرم افزار باز کردن پی دی اف نصب کنید

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید