آیا می پنداری که جسم کوچکی هستی ؟ولی درون تو جهان بزرگی نهفته است.(امام علی علیه السلام)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان صحنه دار » دانلود رمان هوس باز

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان هوس باز

دانلود رمان هوس باز

دانلود رمان هوس باز

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان هوس باز را برای شما کاربران عزیز آماده کردیم.برای دریافت رمان هوس باز به ادامه مطلب مراجعه کنید .

دانلود رمان هوس باز

دانلود رمان هوس باز

این رمان بصورت آنلان می باشد.

برای خواندن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://telegram.me/joinchat/AAAAAEHnqpWkDL4uGxsoVQ

 

بخشی از پارت اول :

《 باران 》

زنگ که خورد با خوشحالی سریع وسائلمو از روی میز ریختم توی کوله پشتیم ! فقط میخواستم زودتر از در مدرسه بزنم بیرون .

سارا- چته دختر بدو بدو کجا میری؟
با این حرفش نیلو بغل دستیم با خنده به بیرون از پنجره اشاره کرد و گفت : -کجا میخواد بره؟ آقاشون منتظره جلو در مدرسه دیکه داره بدو بدو میره پیش اون .
با خنده با کیفم محکم زدم تو سرش و گفتم :
-چشمای هیزتو درویش کنا .

نیلو- ای درد ! بیشعور چرا میزنی ؟
-حقته تا تو باشی دیگه تو کار من فضولی نکنی و به عرفانم کاری نداشته باشی .

سارا- اوه خانومو نگاه ! والا نترس ما لختم بریم جلوی اون دوست پسر تو نگاهمونم نمیکنه !
نمیدونم چشمش کجای توئه قراضه رو گرفته !

با این حرفش نیلو هم قهقه ای زد که عصبی کوفتی زیر لب نثار جفتشون کردم و سه تایی باهم از کلاس زدیم بیرون .

سه تایی باهم مثل دیوونه ها چرت و پرت میگفتیم و بلند بلند میخندیدیم .وارد حیاط که شدیم سریع با چشمم سعی از بین اون همه ازدحام جلوی در عرفانو پیدا کنم اما نشد .نیلو- بابا اوناهاش اون دست خیابونن ! با این حرفش خجالت زده سرمو انداختم پایین و که با خنده گفت :

-اوهو ببینش چه خجالتی هم میکشه ! حالا انگار ما نمسدونستیم داشتی دنبال اون میگشتیا .
هل شده ضربه ای به بازوش زدم و با خنده گفتم :

-خیلی خب توام حالا !
سارا شیطون ابرویی بالا انداخت و گفت :
-میبینم که رفیقاشم اورده ! به به چه شود !

با این حرفش سریع کنجکاو برگشتم سمت در ورودی مدرسه که چهره ی خندون عرفانو دیدم که با چندتا از دوستاش جلوی در مدرسه وایستاده بودن.با خوشحالی اول نگاهی به اطراف انداختم تا ناظمون یهو سر نرسه و بعد سری دویدم طرفش .با خوشحالی پریدم بغلش که محکم چسبیدم و چند قدم عقب رفت.

عرفان- دیوونه ای تو دختر .با خنده ازش فاصله گرفتم و گفتم :
-عه توام فهمیدی؟

محکم دستمو گرفت و گفت : -حالا بیا ار جلو در مدرستون بریم کنار بعدا میفهمی که منم فهمیدم یا نه !

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
امتیاز 4.12 ( 34 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 11 نظر ثبت شده است.

  1. سلام پس قول روزی یه پارت چی شد؟

  2. سلام به نویسندش بگید سعی کنه نویسندگی رو کنار بزاره بابا خسته شدیم از بس منتظر موندیم

  3. سلام چرا دیر به دیر قسمتی از رنان کذاشته میشه کلا موضوع رومان رو فراموش کردیم خواهشا هرروز یه پارت رو بزارید ممنون

  4. سلام چرا انقد دیر پارت میزاره انقد دیر ک ادم کلاً
    موضوع رمان یادش میره

  5. من تلگرام ندارم میشه بگید چطور میتونم ادامه پارت های اول رو بخونم

  6. سلام رمان دانلود نمیشه چشکلی دانلودش کنم؟خود کانال هم که دادین شیش یا هفت روز یک بار یک پارت مبزاره

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید