امام حسين(ع):اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان مرهم تنهایی

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان مرهم تنهایی

دانلود رمان مرهم تنهایی

دانلود رمان مرهم تنهایی

در این مطلب از تک رمان ، رمان مرهم تنهایی را برای شما کاربران عزیز اماده کردیم.برای دریافت رمان مرهم تنهایی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان مرهم تنهایی

دانلود رمان مرهم تنهایی

ژانر : رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/hhtmtarkesiyaharamesh

 

بخشی از پارت اول رمان مرهم تنهایی برای معرفی :

عصبی از پله های بیمارستان بالا میرم و اخمهام از بوی تند الکل بیشتر توهم میره..همیشه فضای بیمارستان کلافه ام میکرد البته این تنها دلیل عصبانیت الانم نبود بیشتر از دست صدف عصبانی بودم که بی توجه به حرف من کارخودش و کرد،حالاهم نتیجه ی کارش شد یه تصادف با یه دست وپای شکسته….

از پرستاری که پشت کامپیوتر چیزی روتند تند ثبت میکرد کلافه پرسیدم:میبخشید..اتاق صدف برزگر کجاست؟

سرش ثانیه ای بالا اومدو دوباره تو کامپیوترش فرو رفت
با آرامش گفت:طبقه ی دوم اتاق۲۳

باتشکری کوتاه بی توجه به آسانسور از پله های منفور بالا رفتم…

با دیدن شماره اتاق مورد نظرم با حرص درو باز کردم که کوبیده شد به دیوارو باعث شد مریضای تختای دیگه توجهشون جلب بشه و البته به طور نامحسوس یا شایدم محسوس چشم غره برن.کمی خجالت کشیدم با ببخشیدی محجوبانه چشم غره ی توپی به صدفی که با اون حال مریضش نیشش تا بناگوشش باز بود رفتم..

نزدیک تختش شدم-مرده شورتو ببرن که هیچوقت آدم بشو نیستی..

نیشش نه تنها بسته نشد بلکه بازترم شد- حرص نخور جیگر..خرجش یه تعمیراتیه با…چینی به بینیش دادو به حالت مسخره ای ادامه داد..کمی دادو فریادای پاپاجون…

حرصم از همین بیخیالیاش بود- دهنت رو ببند تا همینجا اون دست و پاتم مثل این یکی نکردم تو گچ..

دهنش کج شد-اوه اوه هاپوهای درونت فعال شدن مثل اینکه..حالا عیب نداره بگو ببینم کمپوت چی اوردی برام؟؟

از این همه پروئیش برای لحظه ای کنترلم رو از دست دادم و با تمام توان کوبیدم رو دست گچ گرفتش
فریادی از درد کشید که باعث شد به خودم بیام با نگرانی گفتم:چت شد؟؟ببینمت؟؟برم به دکتر بگم بیاد؟؟

صدای ناله هاش بیشتر شد-خب لعنتی تو که میدونی اعصابم خورده نباید باهام بحث کنی،حالا خیلی درد میکنه؟

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 5.00 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید