بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان انتقامی » دانلود رمان محکوم به زندگی

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان محکوم به زندگی

دانلود رمان محکوم به زندگی

دانلود رمان محکوم به زندگی

در این مطلب از تک رمان ، رمان محکوم به زندگی را برای شما کاربران عزیز آماده کردیم.برای دانلود رمان محکوم به زندگی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان محکوم به زندگی

دانلود رمان محکوم به زندگی

نویسنده : نسترن

ژانر : رمان انتقامی

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAE1liei2HEj1d0Uqng

 

مقدمه رمان محکوم به زندگی :

سلام نسترن هستم متولد۱۳۷۶/۰۸/۱۶🦂تهران یه عقرب ماهیه مغرور و انتقام جو اینم بگم ک تقصیر خودشونه…

_تصمیم دارم براتون قسمتی از زندگینامم و بنویسم بستگی به عمر داره اگه عمری باقی بود تا اخرشم مینویسم براتون..
_براساس واقعیت زندگیه خودمه شیرین وتلخ #اما (محکوم بِ زِندگی)…
_تصور کن میخوای ازیه چاهِ عَمیق خودتو بیرون بکشی اما نمیتونی
نه اینکه نخوایا فقط نمیشه نمیذارن نمیتونی
اونقدر ادما ضعیفت میکنن ک وسط راهِ زِندگی کم بیاری بگی بسته دیگه نمیتونم..
_آه چه غمگینم ازاین نشدن های تلخ و شدنی های اجباری..
_شاید حرف دل خیلیاتون باشه واون لحظه نگی (چرامَن)

 

بخشی از پارت اول رمان محکوم به زندگی برای معرفی :

_وقتی که کودکی و دنیا دست رو پاکیت میکشه یهو ظاهر میشی روزمین..

_ نمیدونی چی میشه ته داستان ولی از اطرافت متوجه میشی که باید زندگی کنی مثلا وقتی ۷سالته میبینی دوستات میرن پارک و پس منتظری یکی دستت و بگیره بگه عزیزم بیا بریم پارک بیا بریم بازی وقتی از مدرسه میرسی خسته ای یکی از پیشونیت ببوسه و ..

_دخترم خسته نباشی عزیزم سریع لباساتو عوض کن بیا غذاتو بخور
#باشیطونی_بپری_هوا _نه مامانی اول بازی بعد غذا بعد درس
ولی¡
وقتی پا به اولین روز مدرسه میذاری و
جوری عجیب نگاهت میکنند..
صدای قدم های کفش نو بچه ها
نگاهی دردناک به پاهات
صدای آهِ عمیقت از ته دل
چشمانی پر از اشک متفاوت بودنت میان بچه ها..
در مدرسه بازشد و
_ خانم اصغری :جلوم رو گرفت لباسای مدرست کجاس دخترم؟
_چشمانی پرازاشک خانم اجازه؟ _بله؟
_چ چ چشم فردا حتما میپوشَم
_باشه برو سر کلاست
_چشم

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
امتیاز 4.00 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید