یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان مال من باش
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان مال من باش

دانلود رمان مال من باش

دانلود رمان مال من باش

در این پست از سایت تک رمان ، رمان مال من باش را آماده کردیم.برای دریافت این رمان زیبا به ادامه مطلب مراجعه کنید.
دانلود رمان مال من باش

دانلود رمان مال من باش

نویسنده : مارال

این رمان بصورت آنلاین می باشد

جهت ورود به کانال روی لینک زیر کلیک کنید

https://t.me/MatisaChannel

 

پارت اول رمان : صبح با صداي آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم…چشمام هنوز سنگین بود…دیشب تا دیر وقت با بهار بیدار
بودیم…

با بی حالی از تخت پایین اومدم و به سمت دستشویی رفتم…
بعد از صرف صبحانه اي مختصر، به همراه بهار به سمت بیمارستان راه افتادیم.

سروش، پسر خاله ام، تو یه بیمارستان خصوصیِ تازه تأسیس، برامون کار پیدا کرده بود.من و بهار، عمه ام، فارغ
التحصیل رشته ي علوم آزمایشگاهی بودیم و باید تو بخش آزمایشگاه بیمارستان، مشغول به کار می شدیم.

خیلی دلم می خواست فرنود هم توي بیمارستانی که من و بهار هستیم استخدام بشه. اما در حال حاضر توي
بیمارستانی که سروش مشغول بود، پرستار بود.
با ناراحتی گفتم:
_ بهار خیلی حیف شد، کاش فرنود راضی می شد با ما تو این بیمارستان کار کنه…
_ بیخیال باران، فرنود موقعیت و درآمد به این خوبی رو ول کنه، بیاد ور دل تو که چی بشه؟
بهار درست می گفت…فرنود تو اون بیمارستان موقعیت خوبی داشت…شاید خواسته ي من زیادي بود…اما من
همش تو این فکر بودم که کنار فرنود باشم…

روز اول تو بیمارستان کار زیادي نداشتیم و تا ظهر به خونه برگشتیم. به خونه که رسیدیم سعی کردم ناراحتیمو
نشون ندم، تا مامان متوجه چیزي نشه.
دلم نمی خواست بدونه به خاطر فرنود دمقم!
مامانم از قضیه من و فرنود در این حد مطلع بود، که بهم پیشنهاد ازدواج داده…من و فرنود توي دوره ي
کارورزي تو بیمارستان با هم آشنا شدیم…

وتقریباً تو این هفت ماه به شناخت کمی از هم رسیده بودیم و به هم علاقه مند شدیم…

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
    امتیاز 3.30 ( 111 رای )
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
    • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
    • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
    • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

    تاکنون 16 نظر ثبت شده است.

    1. سلام
      خسته نباشید
      کاش حداقل میشد بفهمیم پایان رمان قراره خوش باشه یا نه
      اینجوری باز ادم بیشتر ترغیب میشه به خوندنش

    2. سلام تعداد پارت هاتون خیلی کمه پارتها هم خیلی کوتاه اگه زیاد نمیزارین حداقل پارتها رو طولانی کنین اینقدر هم تبلیغات میزترین که حرص آدم در میشه ساعت مشخصی بزارین واسه پارتها که ما اینقدر معطل نشیم ساعت مشخصی داشته باشه بهتره

    3. slm .romane ghashangiye vali dar roz khaili kam mizarid rozi 3 ta part mizarid na 12 ta. enghad parta kame adam khaste mishe dg edame bede lotfan tedad partaro ziyad konid mamnon

    4. لطفا تعداد پارتها رو در طی روز بیشتر کنید یا هر پارت رو طولانی تر، تا از داستان چیزی بفهمیم تموم میشه لاید صبر کنیم چند ساعت بعد که خیلی جالب نیست

    5. لطفا در روز پارت هاب بیشتری بگذارید

    6. سلام
      چرا رمان مال من باش از پارت ٣٠ تا ٢٣٠ رو تو تلگرام نداره ??

      • سلام
        نمیدونم از خودشون بپیرسید

        • مرسي از پاسخگويي واقعا ?
          خودشون كي هستن ؟
          اگه قراره از خودشون بپرسم شما اينجا چكاره ايد!!!
          تلگرام هم كه يه پارت دو خطي رمان هستش ٢٠٠ تا تبليغ مسخره ? اميدوارم پاسختون نمي دونم نباشه

          • دوست عزیز ببینید رمان های آنلاین دیگه شورشو با این تبلیغات دراوردن
            هم زیاد و هم غیر اخلاقی
            آیدی هم ندارن بخاطر مطالب غیر اخلاقی که در کانال هاشون میذارن

    7. سلام خسته نباشید
      تعدا پارتا تو روز خیلی کمه و خیلی کوتاه ادم از ادامه دادن خسته میشه کاش یا تعداد پارتارو بیشتر کنید یا طولانیترش کنید مرسی

    • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/
    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
    به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید