حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان پلیسی » دانلود رمان عشق یا زندگی

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان عشق یا زندگی

دانلود رمان عشق یا زندگی

دانلود رمان عشق یا زندگی

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان عشق یا زندگی را برای شما کاربران عزیز آماده کردیم.برای دریافت این رمان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان عشق یا زندگی

دانلود رمان عشق یا زندگی

ژانر : رمان عاشقانه ، رمان پلیسی

نویسنده : آویش و ش.ب

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

جهت حمایت از نویسنده و خواندن رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/avish99_sh_b

خلاصه رمان :

پسری پولدارمغرور بامرگ عشق بچگیش تبدیل میشه‌ به یه پسر بد اخلاق که هیچ دختری جرئت نزدیک شدن بهش نداره تا اینکه…..

بخشی از پارت اول :

باصدای زنگ ساعت از خواب پریدم مث دیونه ها توی رختخوابم سیخ شدم
بازم امروز دیر میرسم آقای صالحی رام نمید کلاس باهام خیلی لج بودفقط
منتظر بهانه بود از کلاس
بیرونم کنه فقط با من فقط اینطور نبود با بقیه کلاسم همینجور رفتار میکرد
ترسید از رو تخت بلند شدم وسریع لباسهامو پوشیدم یه لنگ جورابم نبود
اینقد فکردم دگیر دیر رسیدن بود که هرچی فکر میکردم جورابمو کجا انداختم یادم نمی اومد …
لنگ جوراب دراوردم کیفم برداشتم از اتاق بیرون زدازپله ها پایین رفتم
صدای مامانم از پشتم سر شنیدم محمد پسرم بیا یه لقمه برات بگیرم ضعف نکنی…
محمد:مادرجون صبح بخیر دیرم شد ….
مدرسه یه چیزی میخورم
رفتم حیاط کفش هامو پوشیدم نگاه موتورم کردم یه فکر توی سرم
جرقه زد بهتر باموتوربرم زودتر برسم…
به سمتش رفتم درحیاط باز کردم
موتور بیرون بردم دربستم به سمت
مدرسه حرکت کردم
امروز دلشوری عجیبی تودلم غوغا میکرد
صدای قلبم میشنیدم
احساس خیلی بد خوبی داشتم به سمت مدرسه گاز میدادم
بارون شروع به باریدن کردبارون پاییزی خیلی دوس داشتم عاشقش بودم مخصوص بوی خاک که با باریدن از زمین
بلند میشد وبینی منو تحریک میکرد نزدیک های مدرسه بودم که یه دختر بچه جلوم پیچید تعادلم از دست دادم سرموتورکج کردم که بهش نخوره
ولی افتادنشو رو زمین دیدم خیلی ترسید بودم لبم خشک شد
بود پرید شدن رنگ صورتم حس
میکردم
سمتش رفتم کنارش نشستم با دستم موهای بلندش کنار زدم تکونش دادم تکون نمیخوردکسی نبود شدت بارون زیاد شد
بود مث شلاق رو بدنم میخورمیترسیدم مرد باشه.
اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.64 ( 11 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. سلام لینک رمان های عشق یا زندگی و رویای ممنوعه رو لطفا بدید

    • سلام
      لینک رمان های عشق یا زندگی و رویای ممنوعه باطل شده و لینک جدیدش هنوز نیومده

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید