اگر صخره در مسیر رود نبود ،رود هیچ آوازی از خود سر نمی داد.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان طنز » دانلود رمان عشق و نفرت

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان عشق و نفرت

دانلود رمان عشق و نفرت

دانلود رمان عشق و نفرت

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان عشق و نفرت را برای شما کاربران عزیز اماده کردیم.برای دانلود رمان عشق و نفرت به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان عشق و نفرت

دانلود رمان عشق و نفرت

نویسنده : آیسا راد

ژانر : رمان عاشقانه ، رمان طنز

این رمان بصورت آنلاین می باشد

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/roman_eshq_nefrat

 

خلاصه رمان عشق و نفرت :

دختر شر و شیطونی که عاشق میشه اما بعد از چند وقت عشقش جاش رو به نفرت میده با خودش عهد میکنه که دیگه هیچ وقت به کسی دلنبنده اما موقف نمیشه و دوباره عاشق میشه اما نمیتونن بهم برسن
چرا؟؟
چون پدر و مادرش نمیزارن
چون…

 

بخشی از پارت اول رمان عشق و نفرت :

اخه مگه ادم قحطی بود من چرا باید عاشق پسر غد و مغروری مثل رهام باشم کسی که حتی نگامم نمیکنه اونوقت من توقع دارم اونم دوسم داشته باشه
_غزززززززززل
با داد مامان رنگم پرید
از جام بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون از نرده ها سر خوردم حواسم بود که نیوفتم که چشمم خورد به بابا

_سلام بر بهترین باب…
پخش زمین شدم و نتونستم ادامه ی حرفم بزنم صدای قهقه ی بابا بلند شد مامان زد به صورتش و گفت:خاک به سرم کنن دختر صد دفعه بهت نگفتم اینجوری نیا درست مثل آدم بیا پایین
همینطور که دستم به پیشونیم بود بلند شدم و گفتم:خو تقصیر خودته مامان بلند صدام زدی هول شدم
بعد هم خطاب به بابا گفتم:من افتادم زمین اونوقت شما میخندی😐😐
مامان همینطور شاکی داشت نگاهم میکرد که گفتم:نمیخوای بگی چیکارم داشتی؟
_چرا برو حاضر شو تا یه ساعت دیگه میریم
_یعنی فقط بخاطر اینکه بگی حاضر شم انقدر بلند اسمم رو صدا زدی؟
_بعله

آروم گفتم:من گفتم حتما کارم لو رفته
_چییییییی؟
یا خدا شنید
_هیچی مامان جون دقت کردی چقدر رنگ موهات بهت میاد؟؟
_خر خودتی
_اِ مامان جان

_بروووو حاضر شو
از جام بلند شدم از پله ها رفتم بالا امروز تولد رهام بود رهام پسر عمه ی منه همونی که عاشقشم

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.86 ( 7 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید