سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان صحنه دار » دانلود رمان سودای عشق
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان سودای عشق

دانلود رمان سودای عشق

دانلود رمان سودای عشق

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان سودای عشق را برای شما کاربران آماده کردیم.برای دریافت این رمان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان سودای عشق

دانلود رمان سودای عشق

نویبسنده : سپینود و شبنم

ژانر : رمان عاشقانه ، رمان صحنه دار

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای خوادن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/Sodayeeshgh00

خلاصه رمان :

آنید دختری مغرور هست که برای تحصیل به تهران میاد .
پدرش دودله برای تنها گذاشتن دردونه اش تو تهران…
از طرفی هیراد عاشق و دلخسته ی آنید هست که برای محافظت از آنید پیشنهادی به پدر آنید میده که…

 

بخشی از پارت اول :

با خستگی وسایلم رو جمع کردم و از جا بلند شدم کلاس فوق العاده کسل کننده بود و کلافم بودم.

بعد از گفتن خسته نباشید به استاد از کلاس خارج شدم.

باید هرچه سریع تر به فروشگاهی میرفتم و خرید های لازمم رو میگرفتم.

گوشیم رو از تو کیفم دراوردم و روشنش کردم که با دیدن یک پیام و دو تماس از دست رفته از پدرم و یکی هم از هیراد پوفی کشیدم.

متاسفانه اس ام اسم از طرف اون بود که نخونده گوشیم رو خاموش کردم.

به طرف ایستگاه اتوبوس رفتم و منتظر اتوبوس شدم.

یک هفته ای بود اومده بودم تهران و امروز روز اول کلاسم بود تو این یک هفته از سوپری سر کوچه خرید میکردم و بخاطر اینکه هی برم بیرون اذیت میشدم، برای همین تصمیم گرفتم امروز بعد کلاس برم خرید.

سوار اتوبوس شدم که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره.. از تو کولم درش اوردم، با دیدن شماره ی هیراد کلافه پوفی کشیدم.

تلفن رو که جواب دادم که با عصبانیت شروع کرد به حرف زدن: بابا کجایی تو دختر چن ساعته دم در خونت نشستم بیای میبینم نه، خانوم معلوم نیس کجاس و کجا سرش گرمه.

با خونسردی گفتم: سرم گرم باشه تو رو سَنَنَه .

با صدایی شبیه به داد گفت: اینجوری نمیشه همین الان میای خونه تا تکلیفت رو روشن کنم.

با وحشت گفتم: تو مگه کجایی!؟ تهرانیی!؟

با صدای اعصاب خورد کن گفت: اره.

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 5.00 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید