تنها راه تغییر یافتن یک تصمیم واقعی است.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان سقوط به آسمان

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان سقوط به آسمان

دانلود رمان سقوط به آسمان

دانلود رمان سقوط به آسمان

در این مطلب از تک رمان ، رمان سقوط به آسمان را برای شما کاربران عزیز اماده کردیم.برای دریافت رمان سقوط به آسمان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دانلود رمان سقوط به آسمان

دانلود رمان سقوط به آسمان

نویسنده : ت . نوربخت

ژانر : رمان عاشقانه

 

بخشی از پارت اول رمان سقوط به آسمان :

به نام خداوند خالق قلم
قصه ي ما قصه ي زندگی رعناست. رعنا قراره مثل همه ي ما باحقیقت زندگی مواجه
بشه .

قراره مصائب ابدیدش کنه . قراره به او عشق ورزیده بشه،عاشق بشه….
میخوایم در سقوط به اسمان در کنار کسی شاید مثل خودمون زندگی کنیم. رعناشاید
یکی باشه مثل تک تک ما و شاید شبیه به کسی که میشناسیمش
اون قرار نیست زندگی خارق العاده و رویایی اي داشته باشه اون در مواجهه با زندگی
لطمه میخوره،زخم میخوره. میخنده و گریه
میکنه و عاقبت بزرگ میشه….
و بالاخره بعد از کمی خوش و بش به آن قسمت ترسناك ما جرا رسیدند که با اجازه ،
جوونا چند کلمه با هم صحبت کنند…..
بلند شد و مردد به درِ بین دو اتاق که اتاق کوچیکه رو از اتاق بزرگه جدا میکرد چشم
دوخت .مادرش سریع بلند شد . لنگه ي در وسط را باز کرد و تعارف کرد

– بفرمایید …. بفرمایید داخل این اتاق…

ناچار به سمت اتاق رفت و وارد شد . صداي بسته شدن در بلند شد و در ادامه صداي
صاف کردن سینه ي مرد جوان…
گوشه ي اتاق و در دورترین نقطه ي ممکن نشست.
هیجان زده بود و کمی نا آرام . حس میکرد دخترك نگران است ! یا مضطرب ! یا نا
راضی….نمیدانست ، شاید هم خیال میکرد . فکر کرد:
– خب ، عجیب نیست…

لبخند زد و به دختر که سرش پایین بود بی محاباتر نگاه کرد و دوباره سینه اش را
صاف کرد . باید سر صحبت را باز میکرد .پس گفت:
– چقدر دور نشستین ؟ میشه بیاین نزدیکتر ؟!
رعنا بی اراده سرش را بلند کرد و نگاهش توسط نگاه خیره ي محمد رضا شکار شد .
چند ثانیه همانطور بلاتکلیف و گیج نگاه کرد و عاقبت جواب داد:

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
امتیاز 3.50 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید