دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آن ها را آشکار می کند.(آنتوان چخوف)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان سراب چشمان سياهت

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان سراب چشمان سياهت

دانلود رمان سراب چشمان سياهت

دانلود رمان سراب چشمان سياهت

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان سراب چشمان سياهت را برای شما آماده کردیم.برای دریافت این رمان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان سراب چشمان سياهت

دانلود رمان سراب چشمان سياهت

نویسنده : نوشین . ن

ژانر : رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/nnnnnnn32nnn

 

بخشی از پارت اول رمان سراب چشمان سياهت برای معرفی :

سراب ….همین است ….
که هر صدایی در تنهایی می شنوم
می گویم:
جان دلم…؟
سراب .. چشمای سياهيست … که ویران میکنه…
دل ساده رو …!

سراب … قصه ی میان ،من و توست …..

رو صحنه ی اجرا بودم ..
تو اوج موفقیت … تو کاری از بچگی ارزشو داشتم ….

تمام زندگیم خلاصه شده بود تو گیتار …

انگشت هام با سیم های ظریف گیتار عجین شده بود ….

معجزه خلق میکرد … آره معجزه خلق میکردم …. که خودمو تو اوج موفقيت می دیدم ….

صدای هوادارانم بالا رفت …. با بلند شدن صدای عجیب گيتارم …..

لبخند کجی رو لبام نشست ….

برا رسیدن به این مرحله از زندگی خیلی چیزا رو از دست داده بودم ….
به خیلی چیزا هم رسیده بودم ….

اما راضی نبودم … نه اصلا راضی نبودم ….

تمام حواسمو به آهنگ دادم …چون تموم زندگیم خوندن بود …

چیزی جز آهنگ بهم آرامش نميداد … وقتی انگشتام برا خلق آهنگ جدید … رو گيتارم ميلغزيد ….

سبک میشدم … از هر درد و غمی …
سبک میشدم … از هر گذشته ای ….
سبک میشدم … از هر هدفی که برا رسیدن بهش انرژی ميذاشتم ….

لبخند کجی رو لبام کاشتم … نگاهی به هوادارام که حس خوب ازشون دریافت میکردم ….انداختم …

شروع کردم به خوندن ….
با تمام حس خوبی که داشتم …

هر کلمه ای که از لبام خارج میشد …. هوادارانم همراهم تکرار میکردن ….

گيتارم امشب غوغا میکرد …. از خودمم دلبری میکرد ….

سیم های ظريفش… هموني که میخواستم …. خلق میکردن ……

بعد از چندین اجرای آهنگ …. کنسرت تموم شد …. نوبت عکس و امضا با هوادارانم شد ….

شاید هر دفعه ای بود … از این کار فرار میکردم …. اما امشب … حس و حال عجیبی داشتم ….

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.80 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. چرا لینک که میزنم میگه این کانال دیگه وجود ندارد.پیجش برام بالا نمیاد ولینک کارنمیکنه.لطفا لینک رمان من یک پرسنسس اسفندیم وبزارین

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید