آیا او (خدا) برای بنده اش کافی نیست؟ (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان درد در کمین توست

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان درد در کمین توست

دانلود رمان درد در کمین توست

دانلود رمان درد در کمین توست

در این مطلب از تک رمان ، رمان درد در کمین توست را برای شما اماده کردیم.برای دریافت رمان درد در کمین توست به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان درد در کمین توست

دانلود رمان درد در کمین توست

نویسنده : مارال و سلوا

ژانر : رمان عاشقانه ، رمان غمگین

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/Pain_ambush

 

بخشی از پارت اول رمان درد در کمین توست برای معرفی :

رایبد

-رادوين کجا موندی؟
این دفعه تو رو لولیتا میکنما توله سگ.

– آمدم جانم به قربانت ببخشید.

بوسه ای روی شونم گذاشت.

-گمشو اونور بابا اه می خوای یه کلیپ بگیری انگار می خواد…

– گفتم که ببخشید،سه نفریم داریم می گردونیم نیرو جدید نمی گیری که!

-چقدر حرف می زنی ماسک بریزه می اندازمت توی اتاق لولیتا های جدید.

– چشم قربان یک…دو…سه…برو.

جلوى دوربين نشستم و گفتم:

-لولیتا ها تا هفته ی آینده به فروش گذاشته می شوند.
حداقل پولی که باید پرداخت کنید ۴۰۰۰ دلار به بالا هست.
تعلیم به طور کامل انجام شده و هر چیزی که تا اوجش شما رو راضی نگه داره به اونها گفته و کار شده.
شش تا لولی به فروش گذاشته می شوند
لنیا، کارول، وانیا، ژینا، روهینا و ناراین.
قوانین مثل قبله،ساعت رسمی توی سایت اعلام می شه و خرید و فروش لولیتا ها فقط از طریق سایت امکان پذیره برای خرید با من در تماس باشید.

– تمومه.

-گزارش کار بده،نتایج آزمایش.

– نتایج هنوز معلوم نیست سه تا دست خورده داریم فکر کنم کار جمشیده با کیانوش دو تا هم عفونت داریم بوی گند عفونت برداشته همه جارو ی چهارتا هم مردند حیف که مردند میخواستم دم دمای آخری یه حالی بگیرم ازشون.

دستی زیر دلش کشید.

– ولی روی نیروی جدید فکر کن بابا دهنمون نموده شد تفریح که نداریم هفته ای یه پیک بریم و یه دور با جنازه حال کنیم.

قلنج گردنم رو شکستم و گفتم:

-جمشید و کیانوش كجان؟!
بگو بیان.

کلافه پوفی کشید.

– این هفته باید دختر بخری.

-حالا فکر می کنم براش برو.

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 4.20 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید