اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان صحنه دار » دانلود رمان دختر سیاستمدار

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان دختر سیاستمدار

دانلود رمان دختر سیاستمدار

دانلود رمان دختر سیاستمدار

در این مطلب از تک رمان ، رمان دختر سیاستمدار را برای شما آماده کردیم.برای دانلود رمان دختر سیاستمدار  به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان دختر سیاستمدار

دانلود رمان دختر سیاستمدار

نویسنده : لیلاصادقی

ژانر : رمان صحنه دار ، رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/Roman_dokhtar_si9

 

بخشی از پارت اول رمان دختر سیاستمدار برای معرفی :

فریها
#فصل_اول
سر کلاس نشسته بودم و حوصلم سر رفته بود این استادم فقط بلده حرف مفت بزنه دلم میخواست یکم شیطونی کنم
با چشمهام دنبال یک سوژه توپ میگشتم که پسر روبه رویم که تازه به دانشگاه اومده بود و به قول بچه ها خیلی خر خون بود نظرمو جلب کرد با فکری که داخل ذهنم اومد چشمهام برق زد و پوزخند روی لبهام نشست
با دستم زدم به نسترن و آروم گفتم:واسه شیطنت پایه ای؟

نسترن که روی صندلی لم داده بود و داشت چرت میزد
آب دهنشو بالا کشید و گفت:اره!حالا این جغله کدومه؟
با چشمهام به پسر رو به رویم نگاه کردم
تا نسترن فهمید با پسره هستم گفت:نه فریها بیخیال سلیمی شو من که حوصلش رو ندارم و دوبار به خوابش ادامه داد
عصبی به نسترن نگاه کردم و زیرلب گفتم:میبینم نسترن خانوم آخرش که واسه درس به پاهام میفتی ولی من دیگه حتی یک قدمم برات برنمیدارم
نگاهمو از نسترن گرفتم و باز به پسر روبه رویم چشم دوختم نمیدونم چقدر داخل فکر بودم
که صدای استاد اومد

+خانم کیانپور بیاین درس رو کنفرانس بدین
پوف کلافه ای کشیدم و داخل دلم یک عالمه فوش نثار استادمون کردم
از روی صندلی بلند شدم و سمت تابلو رفتم
که چشمای اون پسره منو به خودش خیره کرد
چهره بانمک و مظلومی داشت ولی فکر منو تغییر نمیداد
تا نگاهش بهم خورد نگاهم رو ازش گرفتم
نمیخواستم فکر کنه که ازش خوشم اومده
به فکر خودم پوزخندی زدم من خیلی وقته قسم خوردم عاشق هیچ کسی نشم
با صدای فریاد استاد یکه خوردم

+خانم کیانپور مگه نه گفتم کنفرانس بدین ده دقیقه گذشته چرا چیزی نمیگین؟
برای اینکه کم نیارم گفتم:به چه حقی سرم داد میزنی مردیکه مفنگی؟ درس بلد نیستم..سگم جای تو بیاد درس بده شرف داره
استاد با عصبانیت اومد سمتم خواست دست روم بلند کنه که دستشو گرفتم از این رفتارم عصبی غرید:+کیانپور بلای بدی سرت در میارم حالا منتظر باش

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.82 ( 11 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید