اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان تابو

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان تابو

دانلود رمان تابو

دانلود رمان تابو

در این مطلب از تک رمان ، رمان تابو را برای شما کاربران عزیز آماده کردیم.برای دریافت رمان تابو به لادامه مطلب مراجعه نمایید.

ژانر : رمان هیجانی ، رمان عاشقانه

نویسنده : شبنم ۷۳

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/ROMANETABOO

 

خلاصه رمان تابو :

لیلی هدایت، دانشجوی رشته ی شهرسازی اصفهان ، دخترشیطون و پرانرژی که واسه ادامه تحصیل به اصفهان میره و توی این مدت امیرحسین پسردایش از آمریکا برمیگرده و برای مدت کوتاهی خونه ی عمه اش مستقر میشه…

اما وابستگی بیش ازحد عمه جان، باعث میشه مدت طولانی تری بمونه و لیلی احساس کنه که امیرحسین جاشو توی اون خونه پرکرده و ازش متنفر بشه!

با فارغ التحصیل شدن لیلی و برگشتنش به تهران ماجراهایی شروع میشه…

 

بخشی از پارت اول رمان تابو برای معرفی :

_ انگشتمو تا جایی که می‌تونستم توی گوش سمت چپم فرو کردم و همزمان گوشی رو به گوش سمت راستم چسبوندم و با صدایی تقریبا بلند و کلافه گفتم: ای بابا، مامان جان دارم میگم توی اتوبوسم دارم برمی‌گردم…
صدای مانیتور داخل اتوبوس زیاده ، مرتیکه صداشو تا آسمون بلند کرده ، انگاری کره…!!!

مامان _ چرا اینقدر دورت شلوغه؟ خب یه کم بلندتر حرف بزن بفهمم چی میگی !!!

پوف بلند و کلافه ای کشیدم و نالیدم : مامانم تو کی اینقدر پیر شدی که گوشات سنگین شده؟

مامان _ پیر خودتی ! داشتم اذیتت می کردم بچه پررررو!!!!!
الان کجایی؟؟؟
_ وای که چقدر دلم واسه سر به سر گذاشتناش تنگ شده بود
با لذت خندیدم و گفتم: قربونت بشم کم مونده بیام و تو بغلم بچلونمت.

مامان _ خدا نکنه عزیزم ، خوش اومدی یکی یه دونه ام !! به بابات نمی‌گم تو راهی تا سوپرایزش کنم!
_ مگه الان بابا کجاست؟
مامان _ با امیرحسین بیرونن.
_ با شنیدن اسم امیرحسین اخمامو تو هم کشیدم و گفتم: این آقا تصمیم ندارن رفع زحمت کنن؟
مامان _ وا !!! دخترم تو چیکار به امیر داری؟ هرچقدر تو واسم عزیزی امیرم عزیزه !
_ بفرما ! واسه همینه که ازش بدم میاد، تو این مدتی که من نبودم خوب واسه شما جای منو پر کرده!

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.75 ( 4 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید