قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان ارغوان عشق

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان ارغوان عشق

دانلود رمان ارغوان عشق

دانلود رمان ارغوان عشق

در این مطلب تز سایت تک رمان ، رمان ارغوان عشق را برای شما کاربران اماده کردیم.برای دانلود رمان ارغوان عشق به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان ارغوان عشق

دانلود رمان ارغوان عشق

نویسنده ریحانه.و

ژانر : رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/arqavan_eshgh

 

بخشی از پارت اول رمان ارغوان عشق برای معرفی :

با صدای زنگ موبایلم از خواب بیدار شدم.

بازهم یک روز تکراری…
اوووف…

به سمت سرویس بهداشتی رفتم،بعداز اینکه دست و صورتم رو شستم به طرف اتاقم رفتم.

لباس هایم رو پوشیدم و به طرف آشپزخانه رفتم و چند لقمه نون و پنیر خوردم، تا حداقل تا ظهر جلوی ضعفم را بگیره.

از خانه بیرون زدم و به طرف شرکت رفتم.

حقوقی که داشتم ،فقط کفاف خورد و خوراک زندگی روزانه یمان میشید.

تصمیم داشتم از آن شرکت کوفتی هرچه سریعتر بیام بیرون ،
در آنجا یک منشی بیشتر نبودم و حقوقش خیلی کم.

(فوق لیسانس مترجمی زبان انگلیسی رو داشتم)

اصلا دوست نداشتم از پدرم پول بگیرم،
دلم میخواست همیشه دستم توی جیب خودم باشد.

ولی تازمانی که پدرم کار میکرد نمیزاشت من کار کنم

ولی از روزی که از کارش اخراج شد، با زور هم مادرم و هم پدرم را راضی کردم تا به سر کار بروم

پدرم در کارخانه ای کار میکرد
حدود چندین سال بود که در آنجا نگهبان بود

ولی به خاطر یک سری مشکلاتی که در آن کارخانه رخ داده بود به پدرم تهمت دزدی زدن،
و او را از کارخانه اخراج کردن.

بعد از چند وقت فهمیدم فقط یک پاپوش برای پدرم درست کرده بودن.

به همه ی آنها ثابت شد که پدرم هیچ‌کار خطا و اشتباهی انجام نداده است.

ولی ریئس کارخانه روی برگشتن نداشت تا پدرم را باز به کار قبلی اش برگردانند…

از فکر و خیال خارج شدم دیرم شده بود اگر بازهم دیر میرسیدم باید با آن مرد عنق و بداخلاق کل کل میکردم.

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 5.00 ( 4 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید