هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان اربابی » دانلود رمان ارباب اردلان
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان ارباب اردلان

دانلود رمان ارباب اردلان

دانلود رمان ارباب اردلان

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان ارباب اردلان را برای شما کاربران عزیز اماده کردیم.برای دریافت رمان ارباب اردلان به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

دانلود رمان ارباب اردلان

دانلود رمان ارباب اردلان

نویسنده : حنا

ژانر : رمان اربابی ، رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/aks_matn_dp

 

بخشی از پارت اول :

زمستون سردی بود. از سرما میلرزیدم. نگاه تعجب باری به

عمارت بزرگ و باشکوه روبروم انداختم.

تودلم غصه نشست! نه به ارباب و خانوادش نه به من بدبخت.

اونها تو خوشبختی و غنیمت من از بدبختیو گرسنگی گوشهٔ

خرابه! تو دلم خدارو شکر کردم به خاطر وجود خاله طوبی!

اگه اون نبود من الان مرده بودم.

باد سردی وزید و بدنم رو لرزوند. با استرس کنار در ایستادم.

نگه بان با اخم گفت:

_اینجا چی میخوای؟!

با صدای لرزون گفتم:

_برای کار اومدم اقا رعیتم!

_از طرف طوبی خانم اومدی؟!

_بعله!

با همون اخم در رو به روم باز کرد.

عمارت میون یه باغ خیلی بزرگ بود.

داخل باغ پرنده هم پر نمیزد. حتما به خاطر سرمای زیاد

کسی بیرون نمیومد. باقدم های اهسته وارد عمارت شدم.

گرمای مطبوعی به صورتم خورد. وسایل سلطنتی چشمم رو پر کرد.

داخلاز بیرونش بهتر بود. تاحالا همچین وسایلی رو به چشم ندیده بودم.

_دختر جان اینجا چیکار میکنی!

به طرف خانمی که چادر به کمرش بسته و روسریش رو پشت گردنش

گره کرده بود نگاهی انداختم.و مودبانه گفتم:

_سلام. من خواهر زادهٔ طوبی خانم هستم .

_ا؟!دختر گفته بود تورو میفرسته!آ چه خشگلم هستی.

حیف خود طوبی دیگه از پا افتاد بیا بیا دختر بریم پیش خانم بزرگ.

از پرحرفیش کلافه شدم. اما دنبالش راه افتادم.

از پله های چوبیه بزرگ عمارت بالا رفتیم بعد از گذشتن از راه رو به اتاقی

رسیدیم. همون خانم پر حرف چند تقه به در زد.

نگاهی به سرو وضعم انداختم

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 4.00 ( 7 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید