لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان اجازه هست برايت بميرم
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان اجازه هست برايت بميرم

دانلود رمان اجازه هست برايت بميرم

دانلود رمان اجازه هست برايت بميرم

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان اجازه هست برايت بميرم را برای شما کاربران عزیز آماده کردیم.برای دریافت این رمان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

رمان اجازه هست برايت بميرم

رمان اجازه هست برايت بميرم

نویسنده : شیما آبیان

ژانر : رمان عاشقانه

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

جهت حمایت ائ نویسنده و خواندن رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/ejazehastt

بخشی از پارت اول :

روبه قاضی کردوگفت: من به اون بچه ى توشکمش

شک دارم!اون بچه من نیست!

باصورتی کش اومده بهش زل زدم وباناباوری گفتم :

یعنی چی؟؟منظورت چیه؟!میفهمی داری چی میگی؟!

وکیل روبه قاضی کرد و گفت:من میخام باموکلم

خصوصی حرف بزنم.

قاضی دستی به ریشش كشيد و گفت:حتما اقای

دلباز!میتونیدباموکلتون خصوصی حرف بزنید.

درحالی که هنوز توشوك حرف فرهادبودم ،بهمراه

وکیلم از اتاق خارج شدم.

عینکش رواز چشماش برداشت و گفت:دخترم

بایدبرای اثبات اینکه فرهاددروغ گقته ازمایش

دی ان ای بدی!

سکوت کردم و ب صورتش زل زدم،پيشونى اش رو با

دست پاک کردوگفت:شوهرت بهت تهمت زد!

هنوز توشوك حرف فرهادبودم.

بدجورنقطه ضعفم رونشونه گرفته بود.

وکیل با عصبانیت بهم‌نگا کرد وگفت : نکنه تو..

باخشم بهش نگا کردم و گفت:چی درباره ام فكر

كردين؟!

سرشو پايين انداخت و گفت:حالتت برام عجیب بود!

انگار خودتم قبول داشتی حرفش رو!

دستم رو روی شکمم که حالا بالا اومده بودگذاشتم

و گفتم:باید یه چیزی رو بهتون بگم!

__ اینجا بمون با قاضی حرف میزنم و میام!

روی اولین صندلی نشستم.فرهاد باهمون ژست

همیشگی و پوزخند مسخره اش از اتاق خارج شد.

عينكش رو روی چشماش گذاشت و روبه روم ايستاد

و گفت:سرت و به باددادی! میدونی ثابت بشه

اون بچه ازمن نیست ، ميتونم حكم سنگسارتم بگيرم.

بدون اینکه نگاش کنم ، پوزخندى زدم و گفتم:خیلی

نامردی .بى غيرت !من زنتم ! توباعث اون اتفاقی! اما

الان بمن تهمت میزنی!

__ توشروع کردی خانومی! الانم بکش ! اگه‌مثل یه زن

خوب سرزندگیت میشستى و فضولی نمیکردی و حرف

مامان جونت رو گوش نمیدادی الان این اتفاقات

نميفتاد.

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
امتیاز 4.15 ( 20 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

تاکنون 12 نظر ثبت شده است.

  1. چرا تعدادپارتها را زیاد نمی کنید هرشب یک پارت میگذارید تو را بخدا هرشب چند پارت بگذارید بالاخره چی تموم میشه که پس تعداد پارتها را زیاد کنید

    • سلام
      دوست عزیز نویسنده ها باید پارت بذارن و رمان نوشتن هم به این سادگی نیس که هر روز چند پارت بذارن

  2. سلام این رمان چند پارت است میشه تعدادپارتها را زیاد کنید

  3. سلام چرا رمان اجازه هست برایت بمیرم از امشب قسمت های ۲۳۴ و ۲۳۵ دیده نمیشه تو کانال ؟

  4. چرا تو کانال تلگرام از پارت 45 به بعد دیگه نیست من نتونستم بخونم

  5. میشه پارت هاشو زیاد کنید تا کی طول میشه تموم شه

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید