کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶
کانال تک رمان

کانال تک رمان

رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » رمان اجتماعی » دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

اطلاعیه سایت

بخـش رمـان های آنلایـن (بدون نیار به دانلود و پارت بندی شده بصورت کامل )
http://s8.picofile.com/file/8306503100/mo2.gif
دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

در این مطلب از سایت تک رمان ، رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون را برای شما آماده کردیم.برای دریافت رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

دانلود رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون

نویسنده : زهرا

ژانر: رمان طنز ، رمان عاشقانه ،رمان اجتماعی

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن این رمان و حمایت از نویسنده در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/roman_zahra_rss

بخشی از پارت اول رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون برای معرفی :

با چشمای خیس از اشکِ شوق به مرده ارزوهام پشت لامبورگینی سفید نگاه میکردم..همیشه آرزو میکردم که یه همچین آقایی داشته باشم، خدایا شکرت*_*
با سرعت داشت میومد طرفم…دماغمو کشیدم بالا که از صداش چند تا رهگذر با قیافه جمع شده بهم نگاه کردن…محل ندادم و نگاهمو دوباره دوختم به مرده ارزوهام…این چرا داره میاد تو حلقه من!!…گریه ام بند اومد و با قیافه ای که شبیه علامت تعجب شده بود نگاهش کردم:«حاجی اشتباه داری میای!!»

نزدیک تر شد…نه مثع اینکه واقعا قصد داره جونمو بخوره، بگیره*

با ترس گفتم:«تورو خدا نیا، اصن به من نیومده مرده ارزوها داشته باشم»

جلوتر اومد:« نیا دیگه..»

جلو تر…با قیافه سکته ای گفتم:«قول میدم دیگه دست تو دماغم نکنم»

جلو تر…با گریه ادامه دادم:«باشه…دیگه گیگیلی ام در نمیارم..نیا جونه ننت»

جلو تر:«دیگه نمیمالمش زیر مبل:(»

جلو تررر:«راه نداره؟!»

جلوتر:«مثه اینکه نداره!!»

ثانیه های اخر…

«انا لله و انا الیه راجعون:|»
***

با درده بدی که تو ستون فقراتم پیچید چشمامو باز کردم..یه نگاه به خودم انداختم ..طبق معمول، خوابامم مثل آدمیزاد نیست

به زور از جام بلند شدم و ملافه رو که دور گردنم پیچیده بود کندم، پیش به سوی یه روزِ میمونی دیگهههه

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف این رمان را از سایت دارید،اینجا کلیک کنید
باکس دانلود
امتیاز 3.71 ( 7 رای )
اشتراک گذاری مطلب

راهنما

  • لطفا نظرات خود را در مورد مطالب ذکر کنید
  • برای تمامی نظرات پاسخ داده می شود
  • از گذاشتن متن و لینکهای تبلیغاتی خودداری کنید
  • سعی کنید نظرات با ارزشتون مرتبط با مطالب باشد

  • محرم 96 محرم 96http://jadidha96.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-96/

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای تک رمان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه سایت پیگرد قانونی دارد
به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید